|
دل نوشته هاي سيد اميرحسين ميرحسيني |
اينجا كربلاست پخش زنده برنامه شعر خواني اين حقير از شبكه سه سيما ساعات : 13:30 ، 17:30 ، 21:30 و 12 شب براي ادامه يافتن اين برنامه نظرات و پيشنهاد و انتقادات خود را با روابط عمومي شبكه سه سيما در ميان بگذاريد شماره تماس با روابط عمومی شبکه سه سیماتلفن گویا : ۲۲۰۲۱۹۰۱ – ۲۲۰۲۱۹۵۵۲۲۰۵۵۰۲۵- ۲۲۱۶۸۳۹۵ –۲۲۰۵۵۷۱۷نمابر : ۲۲۰۵۱۵۷۹پیام کوتاه : ۳۰۰۰۰۳پست الکترونیکی : sima3@irib.irصندوق پستی : ۳۳۳۴- ۱۹۳۹۵آدرس : تهران – انتهای خیابان آفریقا – خیابان گلخانه -پلاک۱۲
ارسال کامنت به باشگاه مخاطبان شبکه سه
ارسال کامنت به روابط عمومی شبکه سه
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 12:31 ] [ سیدامیرحسین میرحسینی ]
[ ]
باز يك شايعه ، مقاله ، سخن حرف هاي سبك دهن به دهن باز تهمت دروغ كلاشي بين مردم دوباره سم پاشي باز هم يك حسادت تازه پشت يك شاعر پر آوازه حرف هايي كه گفتنش سهل است همه ازبغض وازسرجهل است نام او را سياه حك كردند يا به قولي زخويش دك كردند ازبزرگي شعرش آشفتند قصه ها و لطيفه ها گفتند ريش از ته زده است بي دين است منكر حق وضد آيين است اهل دين نيست چون كه مو دارد كت و شلوار او اتو دارد كفش هايش هميشه براق است واژه هايش شبيه شلاق است به حسابش دلارمي ريزد سكه ها بي شمار مي ريزند شعرهايش تمام سرسري است ضد آقا و ضد رهبري است بيت شان ضد دين نمي خواهد شاعري اين چنين نمي خواهد همه كس راحريص مي داند شعر ما را ضعيف مي خواند دهنش هم گشاد و بي چاك است اهل دود است وا هل ترياك است پر افيون شده تمام تنش بوي سيگار ميدهد دهنش پیکر نعشه جات را سر اوست علت اعتیاد کشور اوست باز هم وقت خود هدر دادند قصه ی نو دوباره سر دادند اينكه شاعر به غير متكي است شعرهايش تمام آبكي است واژه را نادرست ميچيند خواب پيغمبرانه مي بيند اهل انديشه نيست اين شاعر سارق حرفه اي يست اين شاعر بامن و تو لج است اين شاعر دست هايش كج است اين شاعر ديدم او را شعارمي داده به دو سبزي ناهار مي داده تيپ هايي كه ميزند خفن است در پي دختران و بيوه زن است گرد او جمع دختران و پسر مهره ي مار دارد او به نظر چشم شهلا و لهجه اي طناز نارفيق و كثيف و خانم باز مثل او شعر گفتن آسان است اشك تمساح او فراوان است پاي شعرش نشستن الافي است شعر زيباي ديگران كافي است اوچه ازشعر و شور ميداند چه كسي گفته خوب مي خواند كاش اين جوان احساسي برود زود مثل آغاسي
[ چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 ] [ 22:32 ] [ سیدامیرحسین میرحسینی ]
[ ]
ماه آخر آمد اما آخرين ماهم نيامد . . . . ميخواستم با "سين" سلام تو سفرهام را تكميل كنم اما نيامدي نيامدي كه ببيني چه سخت ميگذرد ، نيامدي كه ببيني براي آمدنت چگونه ضجه ميزنم لباس انتظار را به قامتم نو كردهام ، نيامدي كه ببيني هرچه سبزه آراستم خزان شد آقاي خوبيها ، آقاي مهربانيها ، آقاي من ، آقاي ما اي كاش هنگام تحويل سال از زبان تو ميشنيدم : " يا مقلب القلوب و الابصار . . . يا محول الحول و الاحوال . . . " براي چشمانت غزلي سروده بودم كه در آغازين سال بر سكوي دل بنگارم اما نه ، عيد نميگيرم چرا كه برادران شيعهي بحرينيام عزا دارند
ميرود دنيا به سوي التهاب
سينهها آماج تيغ و تير شد
زخمهاي شيعه گشته بيشمار
دشمنانت دست در دست هماند
مهربان خيمه نشيني تا به كي
اي كه دستت ميرسد كاري بكن
زودتر آقا بيا اميد نيست
[ یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 ] [ 12:14 ] [ سیدامیرحسین میرحسینی ]
[ ]
از كربلا آمدم از اربعينش كه پيش ارباب بودم روز هاي با حسين بودن و عشقبازي كردن . . . حسم مي گفت : امير! تمام اين لحظات را از لطف حضرت كريم ، امام غريب طوس " علي بن موسي الرضا " داري
مقصدم مُلك جنونه ميزبانم توي اون شهر يه كريـــم مهـربـونه ادامه مطلب [ دوشنبه یازدهم بهمن 1389 ] [ 22:54 ] [ سیدامیرحسین میرحسینی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |